بسم الله الرحمن الرحيم

مقام صحابه وجانشینی پیامبر

 

تهیه وتنظیم :مدیر وبلاگ

اهل سنت جنوب

http://www.eslami.mihanblog.com/


?         مقدمه

?         در وصف اصحاب پیامبر

?         صحابه رسول الله (ص)چه کسانی هستند؟

?         قران وصحابه

?         حب اصحاب واهل بيت از ديذگاه اهل سنت

?         امامت وجانشيني پيامبر

?         درجات صحابه (رض)

 


 

مقدمه

 إنَّ الحمد لله نحمده ونستعينه ونستغفره ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سيئات أعمالنا من يهده الله فلا مضل له ومن يضلل فلا هادي له وأشهد أن لا إله إلاَّ الله وحده لا شريك له وأشهد أنَّ محمداً عبده ورسوله صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه ومن تبهعم بإحسان إلى يوم الدين أمابعد:خداوند مي‌فرمايد: وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ?. (التوبه: 100).پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار، و كسانى كه به نيكى از آنها پيروى كردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نيز) از او خشنود شدند; و باغهايى از بهشت براى آنان فراهم ساخته، كه نهرها از زير درختانش جارى است; جاودانه در آن خواهند ماند; و اين است پيروزى بزرگ!.ودر جايي ديگر خداوند مي فرمايد:خداوند مي‌فرمايد: مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً. (الفتح: 29). محمد -صلى الله عليه وآله وسلم- فرستاده خداست; و كسانى كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند; پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود مى‏بينى در حالى كه همواره فضل خدا و رضاى او را مى‏طلبند; نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است; اين توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است، همانند زراعتى كه جوانه‏هاى خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته تا محكم شده و بر پاى خود ايستاده است و بقدرى نمو و رشد كرده كه زارعان را به شگفتى وامى‏دارد; اين براى آن است كه كافران را به خشم آورد (ولى) كسانى از آنها را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته‏انجام داده‏اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظيمى داده است.امام مالک -رحمه الله- مي‌گويد است: شنيدم که نصارى به هنگام فتح شام وقتي که اصحاب را ديدند گفته‌اند: به خدا قسم اينها از حواريون مسيح بهتراند. واقعاً راست گفته‌اند زيرا اين امت در کتابهاي آسماني قديم خيلي بزرگ هستند، و بزرگترين آنها اصحاب رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- هستند و خداوند با ذکر آنان در کتابهاي پيشين و اخبار متداول نام آنان را بزرگ نگاه داشته است و بهمين خاطر خداوند فرمود: ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ و سپس فرمود: وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ. يعني دانه‌هايش فَآزَرَهُ. يعني: محکم نمود، فَاسْتَغْلَظَ. يعني: آنرا طولاني و قطور کرد، فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِِهِ. يعني: اصحاب پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- همه چنين هستند او را ياري و پشتيباني نموده‌اند، پيامبر با آنان همچون درخت و باغ با باغبان هستند تا کفار را خشمگين نمايند[1]. .[2].و ابن الجوزي -رحمه الله- گويد: نزد جمهور، تمام اصحاب اينگونه توصيف شده‌اند اصحاب پيامبر بحدي عبادت بي رياوخالص انجام ميدادند که هر کسي انها را ميديد نور ايمان رادر سيماي انان مشاهده ميکرد اين وصف آنان بود در تورات ودر انجيل چنين آمده است که ايشان در ابتداي امر کم خواهند بود ولي بعداً مانند زراعت نشاءونما خواهند کرد بطورعجيب زياد خواهند شدخداوند صحابه را به نهالي تشبيه ميكند كه كم كم رشد نموده شاخ و برگ ميدهد و كفار از اين رشد به غيض ميآيند در عمل صحابه نيز چون نهالي تازه پا بودند و سپس مدينه را گرفتند و بعد مكه و بعد خيبر و يمن و شبه جزيره عرب را و بعد ايران و مصر و روم را و از اين درخت پرشاخ و برگ كفار به خشم آمدند.همان طور که مي داني روز به روزدشمني‌ با اسلام‌ يعني‌ اهل‌ سنت‌ وجماعت‌ از همه‌ گروههاي‌ كفر و ضلالت‌ ادامه‌ دارد.در نوشته‌هاي‌ يهود و نصاري‌ در تأليفات‌ رافضه‌ همه‌ دشمني‌ بااهل‌ سنت‌ و جماعت‌ است‌ همه جا لعن ونفري به خلفا ي راشدين وديگر صحابه است.‌ابوبكر و عمر رضي‌الله تعالي‌عنهما دو قطب‌اسلام‌هستند كه‌رسول‌خدا صلى الله عليه و سلم در حضر و سفرو در همه‌حال‌ايشان‌را با خود همراه‌ميداشتند، و بعد از رحلت‌خود هم‌هر دو را پهلوي‌خود در يك‌حجره‌قرار داد،اما با سيه‌دل‌چه‌سود خواندن‌وعظ‌كه‌كورند و همين‌را نمي‌توانند ببينند.در اين کتاب سعي دارم جوانان را با برخي از مسائل اگاه کنم وصلى الله وسلم على نبينا محمد وآله وصحبه أجمعين.

 فهرست


 

در وصف اصحاب پیامبر

شیخ سعدی در بوستان خود چنین سروده

چه نعت پسندیده گویم تورا----علیک السلام ای نبی الوری

درود ملک بر روان توباد-----بر اصحاب وپیروان توباد

نخستین ابوبکر پیر مرید----عمر پنجه بر پیچ دیو سفید

خردمند عثمان شب زنده دار----چهارم علی شاه دلد سوار

 حديثي از پيامبر اکرم است که فرموده هرکس مي خواهد نگاه بر زنده اي کند که از دنيا بي نياز است و مانند مرده اي راه مي رود پس نظر بسوي ابوبکر افکند. مولوي فر مايد:

هر که خواهد کوبيند بر زمين-------- مرده اي را ميرود ظاهر چنين

مر ابوبکر تقي را گو ببين---------شد ز صديقي امير المومنين

وهمچنين فردوسي تحت تاثير عظمت وابهت حضرت ابوبکر در تاريخ اسلام حديثي را در باره ابوبکر صديق ترجمه وباين عبارت سروده است

که خورشيد بعد از نبيين مه------نتابيد بر کس زبوبکر به

ما طلعت الشمس ولا غربت علي احد بعد النبيين افضل من ابي بکر الصديق پيامبر اسلام فرموده است مال وثروت هيچ کسي مانند مال ابوبکر برايم نفع نداشته است حضرت ابوبکر خدمات زيادي به اسلام کرد وبرده هاي زيادي که مسلمان شده وتحت ظلم وستم اقا هايشان قرار گرفته بودند مانند بلال خريد وازاد کرد پيامبر فرموده است شما اي ابوبکر اولين کسي هستي از امت من که داخل بهشت ميشوي (اما ابوداوود(خداوند در قران مي فرمايد: الاّ تَنصُروُهُ‌ فَقَد نَصَرَهُ‌ الله اِذ أخرَجَهُ‌ الَّذينَ‌ كَفَرُوا ثَانِي‌ اثنَين‌ِ اِذهُمَا فِي‌ الغَارِ، إِذ يِقولُ‌ لِصَاحِبِه‌ لاَتَحزَن‌ إِنَّ‌ الله مَعَنَا فَأَنزَلَ ‌اللهُ سَكِينَة‌ عَلَيهِ‌.اگر شما پيغمبر را ياري‌ ندهيد، اين‌ حقيقت‌ را بدانيد كه‌ خدا او را ياري‌ داد، هنگاميكه‌ كافران‌ او را از مكه‌ بيرون‌ كردنددر حاليكه‌ ايشان‌ دو نفر (رسول‌ الله صلى الله عليه و سلمو يار غار ابوبكر الصديق‌ رضى الله عنه در غار حراء بودند). موقعيكه‌ ابوبكر عرض‌كرد يا رسول‌ الله، اگر بزير پاي‌ خود بنگرند ما را خواهند ديد رسول‌ الله? صلى الله عليه و سلم فرمود: اندوهگين‌ مباش‌، براي اينكه خدا با ماست‌، وخدا آرامش‌ را بر ابوبكر نازل‌ فرمود. يعني‌ خداي‌ متعال‌ به‌ حفظ‌ و نگهداريش‌ هم‌ پيغمبرش‌ را اطمينان‌ افزود، و هم‌ابوبكر را آرامش‌ دل‌ بخشود. امام‌ رازي‌ در تفسير كبير خود چند وجه‌ دليل‌ آورده‌ مبني‌ براينكه‌ نزول‌ سكينه‌ و آرامش‌ بر ابوبكر رضى الله عنه بود. در اين‌ آيه‌ چند امتياز براي‌ ابوبكر صديق‌ رضى الله عنه ميباشد:

1ـ اينكه‌ براي‌ ياري‌ پيغمبر صلى الله عليه و سلم دست‌ از جان‌ خود شست‌، و به‌ همراهي‌ پيغمبر خانه‌ وزن‌ و فرزند را وداع‌ گفت‌ وميدانست‌ كه‌ كفار قريش‌ براي‌ سر رسول‌ الله صلى الله عليه و سلم و سر او جائزه‌ معين‌ كرده‌ بودند كه‌ هر كس‌ هر يك‌ از آن‌ دو را بياورد،و يا از محلشان‌ خبر دهد، به‌ او صد شتر جائزه‌ بدهند. در حاليكه‌ علي‌ ابن‌ ابيطالب‌ رضى الله عنه كه‌ در جاي‌ حضرت‌ رسول‌ صلى الله عليه و سلم خوابيده‌ بود وقتيكه‌ صبح‌ شد، همه‌ كفاريكه‌ دور خانه‌ رسول‌ صلى الله عليه و سلم را احاطه‌ كرده‌ بودند، او را ديدند و كاري‌ به‌ اونداشتند. ـ اينكه‌ خداي‌ متعال‌ او را دومين‌ فرد امت‌ معرفي‌ فرمود، براي‌ اينكه‌ اولين‌ فرد رسول‌ الله صلى الله عليه و سلم بود، و دومي‌ ابوبكرالصديق رضى الله عنه بود. و امت‌ اسلام‌ بعد از حضرت‌ رسول‌ صلى الله عليه و سلم ابوبكر را اولين‌ و بهترين‌ افراد امت‌ دانسته‌اند.

3ـ اينكه‌ لقب‌ يار غار براي‌ صديق‌ است‌.

4ـ اينكه‌ خدا او را صاحب‌ و يار پيغمبر دانست‌.

5ـ اينكه‌ خداي‌ متعال‌ او را به‌ شرف‌ صحبت‌ در اين‌ سفر پر خطر رسانيد.

6ـ و خدا آرامش‌ را بر ابوبكر نازل‌ فرمود. از فرمايشات حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (صلي الله عليه وسلم) در فضائل شيخين در روايت‌ صحيحين‌ (بخاري‌ و مسلم)‌ از انس‌ بن‌ مالك‌ رضى الله عنه آمده كه‌ ابوبكر صديق‌ رضى الله عنه فرمود: موقعيكه‌ من‌ وپيغمبر صلى الله عليه وسلم در غار بوديم‌، به‌ پيغمبر صلى الله عليه وسلم گفتم‌: اگر يكي‌ از اين‌ كافران‌ كه‌ بيرون‌ غار ايستاده‌اند نظري‌ بزير پاى خودنمايد ما را خواهد ديد. رسول‌ الله صلى الله عليه وسلم فرمود: ما ظَنُّك‌َ يَا اَبابَكْر بِاِثْنَين‌ اللهِ ثَالثِهُمُا اي‌ ابوبكر چه‌ گمان‌ دارى درخصوص‌ دو كسيكه‌ خداي‌ متعال‌ سومين‌ آنهاست‌. يعني‌ من‌ و تو در راه‌ خدا هجرت‌ مينمائيم،‌ و خداي‌ متعال‌ با ماست‌به‌ ياري‌ دادن‌ و نگهداري‌ نمودن‌ و مددكارى‌ و ثابت‌ قدم‌ داشتن‌ ما را، وقتي‌ كه‌ خدا با ماست‌، كارى‌ به‌ زيان‌ ما ساخته‌نيست‌.حضرت علي فرمودند در زمان خلافت حضرت عمربن خطاب در خواب ديدم که پشت سر حضرت رسول نماز مي خواندم وقتي که از اقامه نماز فارغ شديم از مسجد خارج شدم وزني راديدم در جنب در مسجد ايستاده است ويک طبق خرما در دست دارد گفت يا علي اين خرما را بگير وبخدمت پبامبر ببر خرما را گرفتم ونزد حضرت رسول اکرم بردم پيامبر دست مبارک را در طبق خرما گذاشت ويکعدد خرما رادر دهان من نهاد خرما را بحدي با لذت و خوشمزه بود گفتم يا رسولله خرماي ديگري را بمن عطا فرما قبل از انکه خرما را عطا کند از خواب بيدار شدم براي اداي نماز صبح به مسجد رفتم نماز با امانت عمر بن خطاب خليفه مسلمين اقامه شد پس از پايان نماز از مسجد خارج شدم زني را ديدم که بر در مسجد ايستاده بود ويک طبق خرما رادر دست داشت گفت يا علي اين خرما را نزد خليفه ببر وبين اهل مسجد تقسيم شود خرما را گرفتم ونزد حضرت عمر بردم عمر از طبق يکعدد خرما را برداشت ودردهن من گذاشت خرما را بالذت وخوشمزه بود گفتم يا عمر خرمايي ديگر را لطف کن گفت اگر پيامبر دو خرما را در دهان توگذاشته است تامن هم دو خرما را به تودهم ترمذي‌ و متقي‌ هندي‌ از عايشه‌ام‌ المؤمنين‌ رضي‌ الله تعالي‌ عنها و عن‌ أبويها روايت‌ نموده‌اند كه‌ او گفت‌: رسول‌الله صلى الله عليه وسلم فرمود: من‌ بچشم‌ خود مي‌بينم‌ كه‌ ديوهاي‌ جن‌ و انس‌ از عمر ميگريزند. به‌ اين‌ گواهي‌ رسول‌ الله صلى الله عليه وسلم دانسته‌مي‌شود كه‌ شيطانهاي‌ جن‌ و انس‌ از هيبت‌ عمر به‌ خود مي‌لرزيده‌اند و توانائي‌ ديدن‌ او را نداشته‌اند اينرا بشنوندكسانيكه‌ دلشان‌ از بغض‌ سيدنا عمر مي‌تركد. - ابن‌ ماجه‌ و حاكم‌ و سيوطي‌ و ابن‌ سعد در حديث‌ صحيح‌ از عبدالله بن‌ عباس‌ رضي‌ الله تعالي‌ عنهما روايت‌كرده‌اند كه‌ او گفت‌: موقعيكه‌ عمر مسلمان‌ شد جبرئيل‌ (ع‌) فرود آمد و گفت‌: اي‌ محمد ملائكه‌ آسمان‌ از مسلمان‌ شدن‌عمر شادمان‌ شده‌اند. اينهم‌ گواهي‌ جبرئيل‌ (ع‌) امين‌ وحي‌ است‌ كه‌ ملائكه‌ آسمان‌ از مسلماني‌ عمر خوشوقت‌ شده‌اندزيرا آنها دانستند مسلماني‌ عمر باعث‌ عزت‌ اسلام‌ و مسلمين‌ مي‌شود. اما شياطين‌ جن‌ و انس‌ و ديوهاي‌ مجوس‌ ازمسلماني‌ عمر و عزت‌ اسلام‌ بيكباره‌ اندوهگين‌ شده‌اند. و دشمني‌ خود را با عمر آشكار كرده‌ و مي‌كنند. چنانكه‌ اين‌خصلت‌ در شيعيان‌ مي‌بينيم‌ و مي‌شنويم‌.حضرت علي به حضرت ابوبکر وعمر وعثمان بيعت نموده وپشت سر انها ومانند انها نماز خوانده واقتدا به انها نموده وانها را بعنوان اولي والامر پذيرفته انها نيز اورا بعنوان مشاور ودر کليه ي امور مورد توجه قرار داده اند بنا بر اين چيزهايي که به دروغ به خلفاي راشدين نسبت ميدهيد جز تفرقه در بين مسلمانان چيزديگري در پي نخواهد داشت صحابه بويژه خلفاي راشدين هم وغمشان دين مبين اسلام بوده ماهم بايد با پيروي از اين بزرگواران براي اعلا وبرافروختن پرچم لااله الاالله محمد رسول الله در کنار هم ومانندبرادر رفتار کنيم ونگذا ريم ايادي شرک وکفر به سر کردگي امريکا ي جنايتکار در صف ما رخنه کنند وتفرقه ايجاد کنند

 فهرست


 

صحابه‌ رسول‌ الله (ص‌) چه‌ كساني‌ هستند؟

 هر كسيكه‌ در حال‌ ايمان‌، رسول‌ الله (ص‌) را ملاقات‌ نموده‌ و از جمله‌ اصحاب‌ است‌. آن‌ كسانيكه‌ قبل‌ از فتح‌ مكه‌ ‌به‌ رسول‌ الله (ص‌) ايمان آورده‌اند برتري‌ دارند بر كسانيكه‌ بعد از فتح‌ مكه‌ ايمان‌ آوردند، و مهاجرين‌ برتري‌ دارند بر انصار،(خلفاء راشدين‌ و عشره‌ مبشره‌ همه‌ از مهاجرين‌ هستند رضي‌ الله تبارك‌ و تعالي‌ عنهم‌ اجمعين‌)بعضي‌ در تعريف‌ صحابه‌ گفته‌اند كه‌ صحابي‌ كسي‌ است‌ كه‌ در حال‌ ايمان‌ رسول‌ الله (ص‌) را ديده‌ و بشرف‌ صحبت‌ايشان‌ رسيده‌ و برايمان‌ از دنيا رفته‌ باشد اين‌ رفتن‌ از دنيا بر ايمان‌، قيد لازمي‌ نيست‌ براي‌ اينكه‌ هر كسيكه‌ بر كفر از دنيابرود مسلمان‌ هم‌ نيست‌، چه‌ رسد به‌ داشتن‌ شرف‌ صحابي‌ بودن‌. قرآن‌ كلام‌ الله پر از مدح‌ و ستايش‌ اصحاب‌ رسول‌ الله (ص‌) مي‌باشد، كه‌ بعنوان‌ تذكر دو آيه‌ آنرا ذكر كرده‌ و به‌ تفسير آن‌مي‌پردازيم‌. مُحَمَّدٌ رَسُول‌ُ اللهِ وَالَّذِيْن‌َ مَعَه‌ُ اَشِدَّاءُ عَلَي‌ الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُم‌ْ تَرَئهُم‌ْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُون‌َ فَضْلاً مِن‌َ اللهِ وَرِضْواناً سِيمَاهُم‌ْ فِي‌ْ وُجُوهِهِم‌ْ مِن‌ْ اَثَرِ السُّجُودِ ذَلِك‌َ مَثَلُهُم‌ْ فِي‌ التَّوْرئة‌ِ وَ مَثَلُهُم‌ْ فِي‌ الْاِنْجِيْل‌ِ كَزَرْع‌ٍ اَخْرَج‌َ شَطْئَه‌ُ فَازَرَه‌ُفَاسْتَغْلَظ‌َ فَاسْتَوَي‌ عَلَي‌ سُوقِه‌ِ يُعْجِب‌ُ الزُّرَّاع‌َ لِيَغِيْظ‌َ بِهِم‌ُ الْكُفَّارَ وَعَدَاللهُ الَّذِيْن‌َ اَمَنُوا وَعَمِلُو الصَّلِحَت‌ِ مِنْهُم‌ْ مَغْفِرَة‌ً وَ اَجْراًعَظِيْماً (آيه‌ 29 سوره‌ فتح‌).تفسير آيه‌ چنين‌ هست: محمد پيغمبر خدا است‌، و مردمي‌ كه‌ با او هستند، (ياران‌ او) مردمي‌ هستند سختگير بر كافران‌و مهربان‌ بر مسلمانان‌ (وقتي‌ كه‌ در برابر كافران‌ قرار مي‌گيرند بر كافران‌ كه‌ دشمن‌ خدا هستند، سختگيرند و در ميان‌خودشان‌ با هم‌ مهربانند). ايشان‌ را در حال‌ ركوع‌ و سجود مي‌بيني‌ كه‌ چقدر در ركوع‌ و سجود خود خشوع‌ و اخلاص‌دارند، براي‌ اينكه‌ از ركوع‌ و سجود و عبادت‌ خود خواهان‌ فضل‌ و رضاي‌ خدا هستند. در روهايشان‌ سيماي‌ شان‌ است‌از سجود (سجودشان‌ بر روهايشان‌ اثر شكوه‌ طاعت‌ خدا و نوراني‌ بودن‌ قرار داده‌ است‌) در تورات‌ مثال‌ اصحاب‌محمد (ص‌) چنين‌ آمده‌ كه‌ ياد شد. و در انجيل‌ آمده‌ كه‌ آنها همانند زراعتي‌ هستند كه‌ شاخه‌هاي‌ خود را برون‌ آورده‌ وآنها را نيرومند ساخته‌ تا بجائيكه‌ قوي‌ گشته‌ و بر ساقه‌هاي‌ خود ايستاده‌ و مورد پسند كشاورزان‌ گرديده‌. خداي‌ متعال‌اين‌ دو مثال‌ براي‌ اصحاب‌ محمد (ص‌) آورد، تا كافراني‌ را كه‌ اصحاب‌ محمد (ص‌) را دوست‌ نمي‌دارند به‌ خشم‌ آورد،ايشانرا از اندكي‌ و ضعف‌ از بسياري‌ و نيرومندي‌ رسانيد كه‌ دشمنانشان‌ به‌ غيظ‌ آيند و دِ مير شوند، خداي‌ متعال‌ به‌همه‌ آنها كه‌ ايمان‌ آورده‌اند و كارهاي‌ شايسته‌ انجام‌ داده‌اند و عده‌ آمرزش‌ و پاداش‌ عظيم‌ داد، كلمه‌ منهم‌ براي‌ بيان‌جنس‌ است‌ كه‌ شامل‌ همه‌ شان‌ باشد، و عقيده‌ اهل‌ سنت‌ و جماعت‌ اينست‌ كه‌ اصحاب‌ رسول‌ الله (ص‌) همه‌ شان‌عدل‌ هستند، چنانكه‌ به‌ آيندگان‌ بعد از صحابه‌ رضي‌ الله تعالي‌ عنهم‌ دستور داد كه‌ منزلت‌ اصحاب‌ رسول‌ الله (ص‌)بدانند و براي‌ شان‌ دعاي‌ خير كنند. در سوره‌ حشر، آيه‌ 8 مهاجرين‌ را ستود و در آيه‌ 9 انصار را ستو و در آيه‌ 10 فرمود: وَالَّذِيْن‌َ جَاؤْا مِن‌ْ بَعْدِهِم‌ْ يَقُولُون‌َ رَبَّنَا اغْفِرْلَنَا وَ لِاِخْوانِنَا الَّذِيْن‌َ سَبَقُونَا بِالْاِيْمان‌ِ وَ لَا تَجْعَل‌ْ فِي‌ قُلُوبِنَا غِلّاً لِلَّذِيْن‌َ آمَنوْا رَبَّنَااِنَّك‌َ رَؤُف‌ٌ رَحِيْم‌ٌ.و مردمي‌ كه‌ بعد از صحابه‌ مي‌آيند از مسلمانان‌ مي‌گويند: اي‌ پروردگار! بيامرز ما را و برادران‌ مارا، اصحاب‌ محمدرضي‌ الله تعالي‌ عنهم‌ اجمعين‌ را كه‌ پيش‌ از ما ايمان‌ آورده‌اند و در دل‌ ما هيچگونه‌ كينه‌اي‌ قرار مده‌ براي‌ مؤمنان‌، اي‌پروردگار ما، يقيناً تو پر رأفت‌ و بسيار مهرباني‌.بنابراين‌ شيعيان‌ ببينند حال‌ خود را كه‌ نميتوانند مآثر اصحاب‌ را بشنوند، و بخشم‌ مي‌آيند از ايشان‌، و خود را از كافران‌قرار مي‌دهند. و حال‌ خود را بدانند كه‌ بجاي‌ طلب‌ آمرزش‌ و رحمت‌ و مزيد رفعت‌ و درجه‌ اصحاب‌ محمد، به‌ناسزاگويي‌ مي‌پردازند و خود را از شمار مسلمانان‌ بيرون‌ مي‌كنند. آيه‌ هايي‌ كه‌ در مدح‌ و ستايش‌ اصحاب‌ محمد (ص‌) نازل‌ شده‌ زياد است‌، رسول‌ الله (ص‌) راضي‌ نمي‌شدند كه‌ از خود صحابه‌ رضي‌ الله تعالي‌ عنهم‌ اجمعين‌ كسيكه‌ داراي‌ رتبه‌ و منزلتي‌ كمتر است‌ بر كسيكه‌ برتر از او است‌ زبان‌ درازي‌ كند:عبدالرحمن‌ بن‌ عوف‌ (رض‌) از عشره‌ مبشره‌ رضي‌ الله تعالي‌ عنهم‌ اجمعين‌ است‌ (عشره‌ مبشره‌ آن‌ ده‌ تني‌ هستند كه‌پيغمبر (ص‌) وعده‌ جنت‌ برايشان‌ داده‌ است‌) و خالد بن‌ وليد از كساني‌ است‌ كه‌ بعد از حديبيه‌ ايمان‌ آورده‌اند، با اينكه‌رسول‌ الله (ص‌) لقب‌ سيف‌ الله به‌ او داد بود با اينحال‌ روزي‌ كه‌ ميان‌ خالد بن‌ وليد و عبدالرحمن‌ بن‌ عوف‌ رضي‌ الله تعالي‌ عنهما گفتگو شد، و خالد نسبت‌ به‌ عبدالرحمن‌ زبان‌ درازي‌ كرد، رسول‌ الله (ص‌) رو به خالد نموده‌ و فرمود: لاَتَسُبُّوا أصحَابِي‌ فَوَالَّذِي‌ نَفسِي‌ بِيَدِه‌ لَو أنَّ‌ َحَدُكُم‌ أَنَفَّقَ‌ مِثلَ‌ أُحُدٍ ذَهَباً مَا بَلَغَ‌ مُدَّ أَحَدِهِم‌ وَ لاَنَصِيَفَةبعد به ياران‌ من‌ نگوييد، قسم‌ به‌ آن‌ خدائي‌ كه‌ جان‌ من‌ در دست‌ او است‌ اگر يكي‌ از شما هموزن‌ كوه‌ احد از طلا در راه‌ خير انفاق كنيد، به‌ اندازه‌ثواب‌ ايشان‌ در مصرف‌ يك‌ مد يا نصف‌ آن‌ نخواهيد يافت‌. كوه‌ احد مليارها كيلوگرم‌ وزن‌ دارد، اگر همه‌ به‌ طلا شود وصرف‌ در راه‌ خدا شود به‌ اندازه‌ يك‌ كيلو كم‌ ربع‌ و يا نصف‌ آن‌ (750) گرم‌ كه‌ اصحاب‌ رسول‌ از سابقين‌ بسوي‌ اسلام‌مصرف‌ كرده‌اند ثواب‌ ندارد. الحاصل‌: عقيده‌ اهل‌ سنت‌ كه‌ بر پايه‌ قرآن‌ كريم‌ و سنت‌ رسول‌ الله (ص‌) و اجماع‌ امت‌ استوار است‌، در حق‌ صحابه‌اينست‌ كه‌ همه‌ عدل‌ و مورد اعتمادند و قرآن‌ و سنت‌ پيغمبر و اجماع‌ امت‌ همه‌ مؤيد اهل‌ سنت‌ و جماعت‌ هستند، وجمهور امت‌ در سابق‌ و لا حق‌ اهل‌ سنت‌ و جماعت‌ هستند و دو گروه‌ روافض‌ و نواصب‌ كه‌ اولي‌ دشمنان‌ صحابه‌ ودومي‌ دشمنان‌ اهل‌ بيت‌ هستند‌ از اهل‌ سنت‌ بدور و اهل‌ سنت‌ از هر دو تبري‌ مي‌جويند

 

 فهرست


 

قران وصحابه

 اينك قرآن! كتابي كه ما به آن ايمان داريم.اينك اين كتاب آسماني اين معجزه پيامبر است كه از صحابه سخن ميگويد.در صفحات گذشته به مناسبتهاي مختلف نظر قرآن مجيد را در راه اصحاب رسول خدا بيان كرديم و در اين گفتار مستقلاً در اين باره سخن مي گوييم تا اگر هنوز در دل كسي شبهه اي باقي مانده باشد رفع گردد.قرآن به تعدد، صفات نيكي را به صحابه منسوب مي كند كه برخي را مي شماريم:

1ـ را ستگويان-(لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً وَيَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ )[4] غنيمت بي زحمت جنگي, مال مهاجرين بي چيزي است كه از ديار و دارايي خود رانده شدند در حاليكه جوياي فضل خدا و خشنودي اويند و ياري ميدهند خدا را و رسولش را, و آنهايند صادقان.

مي فرمايد آنها كه از مكه و مال و شهر خود محض به رضاي خدا اخراج شدند مردماني صادقند و بعد يكي از ما مي گويد نخير اينها كاذبند !

2ـ مرحمت بخشايش خدا براي آنهاست.(لَقَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَي النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ )[5]پبدرستيكه الله برحمت خود بخشيد بر پيامبر و مهاجرين و انصاري كه از او در وقت سختي پيروي كردند بعد از آنكه نزديك بود كه متزلزل شود ( ازجاي كنده شود ) دل گروهي از آنها پس خدا برحمت متوجه شد بر ايشان بدرستيكه اوست بخشاينده و مهربان.

جالب اين جاست كه عالمان تشيع نيز مي پذيرند كه مطلوب اين آيه ياران پيامبرند اما باز بروش خود تفسير مي كنند آنها از قول امام صادق و امام رضا نقل مي كنند كه جمله:(قَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ)[6]تفسيرش اين است.(... لقد تاب الله بالنبي علي المهاجرين والانصار... )آنها در توضيح عمل خود ميگويند: رسول خدا كه گناهي نكرده بود تا مشمول عفو شود البته اين خود جاي حرف دارد كه آنها به چه جرأت مي گويند آيه را بايد اينطور خواند اما بفرض محال باشد قبول است رسول خدا را در اين شامل نمي كنيم صحابه كه به رأي شما گناه كرده بودند را كه ديگر مجبوريد مشمول آيه بدانيد پس از اين آيه و به اعتراف خود شما و به اعتراف امام شما و به اعتراف مفسر شما ثابت مي شود كه خداوند (جل و علا) مهاجرين و انصاري كه قلبشان نزديك بود درگرما گرم و شدت جنگ از جا كنده شود را بخشيد چونكه خدا به آنها رئوف و رحيم است.اگرحضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم را با آن استدلال مشمول اين آيه ندانيد حتماً علي را هم نميدانيد زيرا به استدلال شما حضرت علي هم كه معصوم است گناهي نكرده بود پس شاملين اين آيه بقيه صحابه هستند.

دانستيم خدا به مومنان رئوف و رحيم است و دانستيم كه مهاجرين و انصار مؤمن بودند و حالا خوب است بدانيم كه اين آيه در باره جنگ با روميان و جنگ تبوك است و تقريباً يك سال قبل از رحلت پيامبر نازل شد و تاريخ نويسان همراهان پيامبر را نيز 4 تا 10 نفر ندانسته بلكه آنها 30 هزار نفر بودند حالا اگر كسي اصرار دارد كه حضرت با 10 نفر به جنگ روميان رفته اند! ديگر مختار است.

3ـ بهترين امت ها(كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ)[7]پشما بهترين امت هستيد كه خارج شديد (مقرر شديد ) براي مردمان (چون) امر به معروف مي كنيد و از بديها مردم را باز مي داريد و ايمان به خداوند داريد.در اين آيه خداوند (جل و علا) كه را مخاطب مي كند روي سخن با چه كسي است معلوم است مؤمنان زمان پيامبر صلي الله عليه وآله و سلم را مورد خطاب قرار داده است و مي فرمايد: شما بهترين امت هستيد چونكه ايمان به خدا داريد و امر به معروف و نهي از منكر ميكنيد.خداوند جل و علا شهادت ميدهد كه آنها بهترين امت هستند گروهي از مسلمانها شهادت ميدهند كه آنها بدترين افراد امت هستند خوب حالا حرف كي را باور كنيم حرف خدا را يا حرف اينها را

4ـ رشد يافتگان.

(وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْأِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُولَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ )[8] و بدانيد كه درميان شما رسول خدا است اگر فرمانبردار شما در بسياري از امور باشد پس به رنج خواهيد افتاد ولي الله ايمان را براي شما (درچشم شما) چيزي دوست داشتني قرار داد و آنرا زينت قلبهاي شما نمود و بدتان آورد از كفر و فسق و سركشي و آنها رشد يابندگان هستند.در اين آيه خداوند جل و علا صاف و پوست كنده فرموده كه در قلب مؤمناني كه پيامبر در بين شان است ايمان را زينت داده و آنرا چيزي دوست داشتني قرار داده و كفر و فسق و سركشي راچيز بدي در نظر شان جلوه داده است و چون به اين دو صفت آراسته اند لذا دائماً به پيش ميروند(راشدين) و حق هم هست كه به پيش روند چونكه آدمي كه از بدي بدش آمد هرگز بدي نمي كند و اگر از خوبي خوشش آيد و آنرا مطابق با هواي نفساني خود ديد ديگر چه چيزي مانعش ميشود كه از خوبي دوري كند شيطان بدي را براي انسان خوب جلوه ميدهد و آدمي را وسوسه ميكند اما با توجه به آيه فوق اين كار در مورد قاطبة صحابه ممكن نبوده زيرا خدا دلهاي آنها را به ايمان آرايش داده بود پس آنها راشد بودند و دائماً به جلو ميرفتند.خوب! حالا حرف كي را باور كنيم حرف خدا را كه گواهي ميدهد اين مردم ايمان دارند ايمان را دوست دارند و پيش ميروند يا حرف آنكس را كه مي گويد اين مردم نفاق و كفر را دوست دارند و دائماً قهقرا ميروند.حرف كي را باوركنيم اي صاحبان چشم وگوش و دل, حرف چه كسي را باور كنيم يكي شايد اين جا بگويد: عمو! يواشتر چرا اين قدر تند ميروي از كجا معلوم كه اين آيه در حق صحابه باشددر جواب مي گوييم: از اين جمله آيه:(وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ ) و بدانيد كه در بين شما رسول خدا است.از اين آيه مي فهميم كه مقصود ياران پيامبر بوده اند. رسول خدا در بين كي بود دربين ما بود يا در بين كفار مكه يا در روم يا در ايران درهيچكدام از اين جاها نبود رسول خدا در مدينه و در بين مؤمنان بود و مؤمنان مدينه انصار بودند كه او را به شهر خود و درميان خود راه دادند و مهاجرين بودند كه ايشان را تا آنجا همراهي كردند و تا آخرين رمق به راهش ادامه دادند پس همين دو گروه بودند و جاي شك و بحث هم نيست !

5ـ ياري دهندگان محمد صلي الله عليه وآله وسلم(وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ)[9] اي محمد صلي الله عليه وآله وسلم‌ و اگر قصد فريب دادنت را دارند پس خدا ترا بس است خدايي كه تو را به نصرت خود ياري داد و بواسطة مؤمنان!.كساني كه محمدصلي الله عليه وآله وسلم را ياري دادند و سبب پيروزي او بركفار مكه شدند يك لشكر كامل بودند نه 4 يا 5 نفر و خداوند گواهي ميداد كه در مقابل خدعة كفار خدا او را با ياري خود و ياري مؤمنان تائيد مي كند.

6ـ فرشتگان به كمك صحابه آمدند.(إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَهِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَهِ مُنْزَلِينَ * بَلَي إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَيَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَهِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَهُ مُسَوِّمِينَ )[10] پس وقتي ميگفتي به مسلمانان آيا بس نيست شما را اينكه پروردگارتان ياريتان كند به 3هزار فرشته فرود آورده شده ! بله اگر صبر كنيد و تقوي پيشه نماييد آن هنگام كه كافران با جوش خود به شما هجوم آوردند پس پرودگار تان شما را با 5 هزار فرشته نشان زده شده ياري دهد.(إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَهً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَي قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَي الْمَلائِكَهِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ )[11] بياد آوريد آن هنگام را كه خداوند شما را خواب آلود كرد تا از طرفش برايتان آرامش باشد. و فرود مياورد برشما از آسمان آبي را تا بواسطه آن شما را پاك گرداند و پليدي شيطان را از شما دور كند و قلب هايتان را به هم وصل نمايد و قدمهايتان را ثابت و پا برجا گرداند آنگاه كه وحي مي فرستاد خدايت بسوي فرشتگان كه بدرستي من با شمايم پس استوار سازيد مسلمانان را، رعب خواهم افكند در دل كافران, بزنيد بالاي گردنها و بزنيد دست و پاي ايشان را از هر طرف.( فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَي وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ )[12] پس شما نكشتيد آن گروه را و لكن خدا كشتشان ! و تير نيانداختي تو آن هنگام كه تيراندازي كردي ( بلكه در اصل ) خدا تيرانداخت تا مسلمانان را از طرف خويش عطاء بخشد و بدرستيكه الله شنواي داناست.

(قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَهٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَهٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشَاءُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصَارِ)[13] بدرستيكه براي شما در دو گروه كه بهم آويختند نشانه اي است. گروهي در راه خدا جهاد ميكردند و گروه ديگر كافر بودند. مسلمانان آن كافران را دو برابر خويش ديدند ولي خدا هركسي را بخواهد به پيروزي رساند و تأييدش كند بدرستيكه درآن عبرتي است براي صاحبان بصيرت.تمام اين آيات دربارة اصحاب پيامبر و مربوط به يوم بدر است و اكثريت اين بزرگان بدري پس از وفات پيامبر نيز زنده بودند يعني همة اين آيات را خدا در بارة كساني گفته كه ميدانسته كافر مي شوند!!

7ـ بدي به آنها نمي رسد.و اين آيه در مورد كسانيست كه پس از شكست در جنگ أحد سستي نكردند و بدنبال كافران رفتند و بتعقيب آنان پرداختند تا كفار پراكنده و فراري شدند.(الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ * الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ * فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ )[14] آن كسانيكه پس از رسيدن زخم و آزار، حكم خدا و پيامبرش را قبول كردند براي نيكوكاران و تقوي پيشه كنندگان آن جماعت پاداشي بس بزرگ است.* براي آنهائي كه وقتي مردم برايشان گفتند: كه كافران برضد شما لشكر ها گرد آورده اند پس بترسيد و بر حذر باشيد اما آنها ايمانشان فزوني گرفت و جواب دادند. خدا ما را كافي است. و نيكو كارگزار و وكيلي است. پس برگشتند با نعمتي از خدا و فضلي از او كه بواسطة آن نرسد به آنها هيچ بدي و سختي و جوياي خشنودي خدا شدند و خدا داراي فضل بزرگ است.خداوند ميفرمايد.(... لم يمسسهم سوء... ) بدي آنها را لمس نكرد. خيلي از اين افراد در انتخاب خليفه پس از وفات رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم شركت داشتند چطور شيعه بعد از آنكه خداوند جل و علا ضمانت كرده كه (لم يمسسهم سوء) گواهي ميدهد كه اين مردم به بزرگترين بدي متصور يعني نافرماني و مخفي كردن دستور خدا چنگ آويختند.

8ـ حقاً كه مؤمن هستند.(وَالَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ )[15] و آنها ئيكه ايمان آوردند و هجرت كردند و جهاد در راه خدا نمودند و كسانيكه آنها را پناه دادند و ياري نمودند آنها حقا كه مؤمنند و براي آنها آمرزش و روزي نيك است.و بعضي ها مي گويند حقاً كه كافرند!. حرف كي را باور كنيم, حرف قرآن را يا حرف كسي كه ميگويد: ايمان به قرآن دارد ولي برخلاف قران حرف مي زند.

9ـ رستگاران !(الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ)[16]

و آنان كه ايمان آورده و هجرت نمودند و جهاد كردند در راه خدا با مالها و جان هايشان داراي درجه و مرتبه بلند تري در نزد خدا هستند و اينها رستگارانند.

10ـ بشارت يافته گاناين آيه دنباله آيه ذكرشده در بالاست.(يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُقِيمٌ )[17] بشارت ميدهد خدايشان آنها را به رحمتي از جانب خود و خشنودي و رضوان و باغها و آنها در آن نعمت ها جاودان خواهند بود.خداوند آنها را بشارت به بهشت ميدهد اما بعضي ها به آنان مژدة جهنم ميدهند!, جهنم در دست شماست يا د ردست خدا! بهشت در اختيار شماست يا در اختيار الله!

11ـ متقي هستند.(إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّة حَمِيَّة الْجَاهِلِيَّة فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَي رَسُولِهِ وَعَلَي الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَة التَّقْوَي وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً)[18] هنگاميكه كافران در دلهاي خود غيرت از نوع جاهلي آنرا قرار دادند پس خداوند جل وعلا آرامش را بر رسولش و بر مؤمنين نازل فرمود و آنها را پايبند كلمة تقوي كرد و آنها سزاوار تر بودند به تقوي و اهل تقوي بودند و خدا بر هر چيزي داناست.ما در اين باره شرحي نمي نويسيم اگركسي هنوز در باره لشكر محمد صلي الله عليه وآله وسلم نظرخوبي ندارد پس يك بار ديگر آيه را بخواند.

12ـ خدا ازآنها راضي است.پيشتر نوشتيم كه الله (جل وعلا ) از آنانيكه در بيعت رضوان با رسول خدا بيعت كردند خشنود شد آنها كساني بودند كه قبل از فتح مكه ايمان آوردند و از مكه به مدينه هجرت كردند يا در مدينه مهاجرين را پناه دادند خدا از آنها بنام مهاجران و انصار اوليه نام مي برد و در باره آنها مي فرمايد:(وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ )[19] و پيشي جستگان نخستين از مهاجران و انصار و كسانيكه پيروي كردند از مهاجرين و انصار به نيكوئي خداوند (جل و علا) از آنها خشنود شد، آنها نيز از خداوند خشنود شدند و خدا آماده ساخت براي آنها بهشتهايي كه از زيرش نهرها جاريست. جاودان در آن براي هميشه باشند و آن رستگاري بسيار بزرگ است!.اين آيه مهر باطل برهرگونه اباطيل ميزند خدا اعلان فرموده كه از مهاجرين و انصار اوليه خشنود است و آنها را در بهشت، ابد الابد، داخل مي كند و لو آنكه نادان در دنيا يقه بدرد و آنها را كافر و منافق بداند كسي كه ايمان به قرآن داشته باشد با خواندن اين آيه آيا ديگر حق اساءة ادب درحق صحابه را دارد.

13ـ صحابه بهتر از ما هستند.(لايَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَي الْقَاعِدِينَ دَرَجَهً وَكُلّاً وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَي وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَي الْقَاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً)[20] هرگز مؤمنان نشسته اي كه نقصي جسمي و يا دليلي قانع كننده براي اين نشستن ندارند با مجاهداني كه در راه خدا با مال و جان جهاد مي كنند برابر نيستند خداوند جهاد كنندگان با مال و جان در راه خدا را برنشستگان در مرتبه و درجه برتري داده و خداوند به همه وعدة نيكو داده است و درجه برتري داده و خداوند به همه وعدة نيكو داده است و خداوند مجاهدين را نسبت به نشستگان با مزدي بزرگ افزوني داده است.همه ميدانيم كه علي و عمر و عثمان و ابوبكر و ابوعبيده و عايشه و زبير و طلحه و سعد بن ابي وقاص و سعد بن عباده و ديگران رضي الله عنهم اجمعين ) قبل از فتح مسلمان شدند و هزارتا مسلمان، كه پس از فتح انفاق كردند يا جهاد كردند و لو هركسي باشد با يكي از اصحاب اوليه برابر نيستند كسي كه خدا او را بهتر از ما ميداند به ما چه ميرسد كه در باره آنها زبان درازي كنيمحالا اگر بعد از اين همه آيات كه ذكر شد يكي بيايد و بگويد: ايمان به قرآن دارم آياتش را قبول دارم اما نمي پذيرم كه صحابه انسانهاي شريفي بودند!, بنظر شما آيا اين تناقض گويي نيست؟ !

 

 فهرست


 

حب اصحاب واهل بيت از ديذگاه اهل سنت

 اهل‌ سنت‌ حب‌ علي‌ و اهل‌ بيت‌ رسول‌ الله (ص‌) را از علامات‌ ايمان‌ و كينه‌ و بغض‌ ايشان‌ را از نشانه‌هاي‌ نفاق مي‌دانند اين‌ اعتقادي‌ است‌ كه‌ جمهور مسلمين‌ بر آن‌ متفق‌ اند و خلاف‌ آنرا در هيچيك‌ از كتب‌ اهل‌ سنت‌ نمي‌توان‌ يافت‌.اما آنچه‌ را كه‌ اهل‌ تشيع‌ به‌ حضرت‌ علي‌ (رض) نسبت‌ مي‌دهند، از نظر اهل‌ سنت‌ غلو و زياده‌ روي‌ و خارج‌ ازتعاليم‌ اسلام‌ است‌. چنانكه‌ در كتاب‌ مع‌ الخطيب‌ في‌ خطوط‌ العريضة‌ از شيخ‌ انصاري‌ ص‌18 نيز آمده ‌است‌ كه‌ شيعيان‌ معتقدند: ولايت‌ علي‌ كفاره‌ گناهان‌ و دشمني‌ با وي‌ زايل‌ كننده‌ نيكيهاست‌.در مقدمه‌ تفسير البرهان‌ و در جلد چهارم‌ همين‌ كتاب‌ ص‌226 چنين‌ آمده‌ است‌: خداوند فرمود علي‌ حجت‌ من‌ بر تمام‌بندگانم‌ و نور و امين‌ من‌ بر علم‌ من‌ است‌. خداوند آسمانها و زمين‌ را از نور پيامبر (ص‌) و عرش‌ و كرسي‌ را از نور علي‌آفريد. نسبت‌ دادن‌ اينگونه‌ صفات‌ و خصوصيات‌ الهي‌ به‌ حضرت‌ علي‌ (رض‌) عملي‌ ناروا، ناپسند و مشركانه‌ است‌.اهل‌ سنت‌ قلوب‌ خود رااز هر گونه‌ پيرايه‌ و شبهه‌اي‌ در مورد اصحاب‌ و ياران‌ پيامبر (ص‌) پاك‌نگاه‌ داشته‌اند. و معتقدند كه‌ افتخار و حرمت‌ همراهي‌ و متابعت‌ آن حضرت‌ (ص‌) با همراهي‌ هيچ‌ فرد ديگري‌ برابري‌نمي‌كند. اهل‌ سنت‌ به‌ وصيت‌ پيامبرشان‌ عمل‌ مي‌كنند كه‌ فرموده‌ است‌: به‌ ياران‌ و اصحاب‌ من‌ ناسزا مگوئيد. همچنانكه‌ خداوند فرموده‌ است‌: ?لقد تاب‌ الله علي‌ النبي‌ والمهاجرين‌ والانصار الذين‌ اتبعوه‌ في‌ ساعة‌العسرة‌ (سوره‌ توبه‌ آيه‌ 117) هر آئينه‌ برحمت‌ متوجه‌ شد خدا بر پيامبر و آن‌ مهاجرين‌ و انصاري‌ كه‌ پيروي‌ وي‌ كردنددر وقت‌ تنگدستي‌ و مشكلات‌. اهل سنت سخن پيامبر عظيم الشاٌن اسلام را با گوش جان مي پذيرد که فرمودند :هيچ فردي ار اصحابم را دشنام ندهيد زيرا اگر کسي غير از اصحاب با ندازه کوه احد طلا را در راه خدا انفاق کند باندازه يک مد يا نصف آن که صحابي آنرا انفاق ميکنندثواب ندارد [3]اين به خاطر جايگاهي است که اصحاب نزد خدا ورسول دارند وبه خاطر زهد وتقوايي که داشتند

 فهرست


 

 

امامت وجانشيني پيامبر

 شيعيان‌ معتقدند خداوند تصريح‌ به‌ امامت‌ علي‌ (رض‌) و فرزندان‌ او كرده‌ است‌ و علي‌ شايسته‌تر و اولي‌تر از ديگران‌ به‌جانشيني‌ پيامبر (ص‌) بوده‌ است‌، و مي‌گويند ابوبكر و عمر و عثمان‌ رضي‌ الله عنهم‌ به‌ علي‌ و فرزندانش‌ ظلم‌ كرده‌ و حق‌خلافتشان‌ را غصب‌ كرده‌اند، و اضافه‌ مي‌كنند هر كس‌ معتقد به‌ صحت‌ خلافت‌ ابوبكر و عمر و عثمان‌ باشد، فاسق‌ بلكه‌كافر است‌ ومعتقدند که پيامبر در غدير خم حضرت علي را جانشين خود اعلام نمودند اما از ديدگاه اهل سنت مسئله غديراظهار دوستي و محبت بود نسبت به علي بود نه اعلام جانشيني و خلافت هدف آن حضرت (ص) از اين سخنراني افاده محبت و دوستي نسبت به علي بود زيرا که يک عده از صحابه هنگام مراجعت از سفر يمن از حضرت علي شکايت کردند و در واقع شکايت آنها بيجا بود و از طرفي عموم مردم از اين شکوه ها و شکايتها مطلع شده بودند و آن حضرت انديشيدند که اگر به طور خصوصي چند نفر را از شکوه و شکايت باز دارم و آنها را توجيه کنم شايد افراد کم فکر اين سخنان را بعنوان جابندازي از علي بدانند و از اظهار چنين شکوه هايي باز نيايند لذا آن حضرت مکان غدير خم را بهترين جا براي ايراد سخن انتخاب نمود و يک خطبه براي عموم مردم ايراد نمود و از نص قرآن کريم الهام گرفته فرمود: الست اولي بالمومنين من انفسهم الي آخر الخطبة . چنانکه در قرآن آمده است النبي اولي بالمومنين من انفسهم و ازواجه امهاتهم الي آخر الآية.در ارتباط و اثبات مدعاي اهل سنت نخست الفاظ حديث غدير را از منابع آن نقل مي کنيم و سپس در پرتو آن مطالبي در خصوص موضوع مربوطه خواهيم نوشت.

حديث غدير

در کتب اهل سنت الفاظ حديث غدير با الفاظ مختلف نقل شده است که به قرار زير مي باشند :

الف: ان عليا مني و أنا منه و هو ولي کل مومن من بعدي ترجمه: علي از من است و من از او،واو بعد از من ولي (دوست) هر مومن خواهد بود. ترمذي 5/591 رقم 3712 دارالکتب العلمية

ب: من کنت مولاه فعلي مولاه ترجمه: کسي که من محبوب او هستم علي محبوب اوست . ترمذي 5/591 رقم 3713 دارالکتب العلميةج: الست اولي بالمومنين من انفسهم قالو بلي قال: الست اولي بکل مومن من نفسه قالو بلي قال: فهذا ولي من أنا مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ترجمه: آيا من از مومنان نسبت به نفس آنان نزديکتر نيستم فرمودند : چرا، فرمود: آيا من از هر مومني نسبت به نفس او به او نزديکتر نيستم فرمودند چرا ، فرمود: پس او دوست کسي است که من محبوب او هستم ،پروردگارا محبت کن با کسي که به علي محبت کند و دشمني کن با کسي که با علي دشمني دارد . ابن ماجه 1/43 احياءالتراث رقم 116د: من کنت وليه فعلي وليه . ترجمه : هر کس من دوست او هستم پس علي هم دوست اوست

. نسائي کلمه ولي، مولي ، و اولي همگي برگرفته ازولايت هستند .کلمه ولايت در لغت عرب به معناي قرب و نزديکي و ارتباط در ميان دو چيز است خواه قرب خوشايندي و فاميلي باشد يا ديني

مفردات القرآن

واژه ولي در ادبيات عرب به معناي دوست، محبوب ،محب و ياور آمده است و جمع آن اولياء است خداوند متعال در قرآن مجيد ارشاد مي فرمايد : الله ولي الذين آمنوا . بقره 252 . ترجمه : خداوند دوست و ياور مومنان است .

الا ان اولياء الله لا خوف عليهم ولا هم يحزنون (يونس 62) ترجمه آگاه باش؛ بي گمان دوستان خداوند ، ترس بر آنان نيست و اندوهگين نمي گردندالمومنون و المومنات بعضهم اولياء بعض (توبه71) ترجمه: مردان و زنان مسلمان بعضي از آنان دوستان و ياوران بعضي ديگرند .در صحيح بخاري آمده است : ان آل ابي ليسوا باوليائي انما وليي الله و صالح المونين .ترجمه: قبيله و خويشاوندان پدرم ، دوستان و ياوران من نيستند ، بلکه ياور من خداوند متعال و مومنان صالح اند .شماره حديث 5990از اين رو استدلال از واژه ولي براي ولايت و جانشيني درست نيست.واژه(مولي) که در حديث غدير آمده داراي معاني متعددي است و معناي مورد نظر بايد از سياق و سباق جمله تعيين و مشخص گردد.

برخي از معاني که براي مولي ذکر شده اند به قرار زير است :

1- پروردگار 2- عمو 3- پسر عمو 4- پسر 5- پسر خواهر 6- نعمت داده شده 7- آزاد شده 8- برده و غلام 9- تابع و پيرو 10- آقا و مالک 11- شريک 12- دوستدار 13- يار و مددکار 14- تصرف کننده در امور 15- عهده دار در کار 16- هم پيمان 17- صاحب و خواجه 18- ولي نعمت 19- همسايه 20- مهمان 21- داماد 22- خويشاوند 23- ولي و غيره . اگر به حديث نيک بينديشيم و سياق و سباق آن مد نظر داشته باشيم در مي يابيم که کلمه مولي غير از دوستي هيچ معناي ديگري را نمي پذيرد و اگر معناي جانشين در نظر بود بايد پيامبر اينگونه مي فرمود: اللهم وال من کل في تعرفه و عاد من امتنع عن تعرفه  پروردگارا با کسي که تحت ولايت علي باشد ابراز محبت کن و دشمن بدار کسي را که از ولايت علي سر باز زندبيان دوستي و دشمني به خودي خود دليلي است که انگيزه خطبه آن حضرت ايجاب دوستي و تحذير از دشمني است نسبت به علي و بحث ولايت و جاشيني اصلا وارد و مطرح نيست .اگر هدف آن حضرت از بيان اين مطلب خلافت بود پس چه چيزي مانع شد که آن حضرت در آن اجتماع انبوه و بي سابقه که به روايتي هشتاد هزار و به روايتي صد و بيست هزار بوده اند خلافت و جانشيني بلافصل علي را با عباراتي واضح و صريح که غير قابل تأويل و تفسير و توجيه باشد اعلام کندمعناي اولي در لغت عرب به معناي اقرب و اوض مي آيد يعني کسي که بيشتر نزديک است و يا اينکه شايسته تر و لايق تر است چنانکه در قرآن مجيد آمده است : ان اولي الناس باابراهيم الذين اتبعوه و هذا النبي و الذين امنوا . ال عمران 68.ترجمه\: همانا نزديکترين و سزاوارترين مردم به ابراهيم کساني هستند که از او پيروي مي کنند و نيز اين پيامبر و مومنان .در اين آيه لفظ اولي را به معناي حاکم و خليفه گرفتن اصلا امکان ندارد چه اگر اين معنا اتخاذ شود لازم مي آيد پيروان حضرت ابراهيم حاکم و خليفه باشند در حالي که چنين نيست .البته پيروان ابراهيم عليه السلام نزديکتر و اقرب حتما بودند .اگر فرض را بر اين بگيريم که الفاظ حديث غدير به معناي حاکم و امام هستند لازمه اش اين است که حضرت علي (رض) در حيات پيامبر (ص) به امامت رسيده و امامت پيامبر و علي در يک وقت بر امت لازم و واجب شده حال آنکه خود شيعيان اين را قبول ندارند . اگر حديث غدير دلالت بر جانشيني علي داشت چرا هيچ يک از کساني که در آن جمع غفير بودند و خطبه رسول خدا (ص) را شنيدند از آن چنين تعبيري نکردند و حتي اشاره اي در اين باب به آن حديث نرفته است ؟اگر حديث غدير ربطي با مسئله خلافت و جانشيني مي داشت حضرت علي خودش از اين حديث براي خلافت خود استدلال مي کرد . چرا که صحابه اشخاصي نبودند که درباره دين سکوت اختيار کنند و حق را بازگو نکنند.حضرت علي در دوران خلافت ابوبکر ، عمر و عثمان نه براي خلافت دعوا کرد و نه خطبه غدير را بعنوان دليل جانشيني خود ذکر نمود. اينها همه بيانگر اين مطلب هستند که خطبه غدير به مسئله خلافت و جانشيني هيچ ربطي نداشت بعد از دوران خلفاي ثلاثه (ابوبکر، عمر ، عثمان) وقتي ميان علي و معاويه رضي الله عنهما اختلاف نظر به وجود آمد حضرت علي براي اثبات خلافت خويش از حديث غدير استدلال نگرفت بلکه به خلافت رسيدن خلفاي ثلاثه را بعنوان ملاک و معيار براي خلافت خويش بيان نموده فرمودند: انهيا يعين القوم الذين بايعوا ابابکر و عمر و عثمان علي ما بايعوهم عليه، فلم يکن للشاهد يختار و للغائب ان يرد ، و انما الشوري للمهاجرين و الانصار فان اجتمعوا علي رجل و کسموه اماما کان ذالک رضي. نهج البلاغه ، شرح الشيخ محمد عبده 2/7 مطبعة آرمان

ترجمه: کساني که با ابوبکر و عمر و عثمان بيعت کردند به همان حرايق با من بيعت کرده عهد و پيمان بستند پس آن را که حاضر بوده نمي رسد که جز او را اختيار کند و آن را که حاضر نبوده نمي رسد که نپذيرد و مشورت حق مهاجرين و انصار مي باشد و چون ايشان گرد آمده مردي را خليفه و پيشوا ناميدند ، رضا و خشنودي خدا در اين کار است.نهج البلاغه فيض الاسلام 6/840اگر خطبه غدير بر خلافت او دلالت مي کرد حتما آن را ذکر مي کرد ، اين خود دليل بر اثبات اين امر است که حضرت علي نه اينکه خود را خليفه و جانشين بلافصل بداند بلکه ابوکر و عمر و عثمان را يکي پس از ديگري خليفه و جانشين بر حق مي داند.در ارتباط با بند سوم سوال بايد گفت که اهل سنت فضيلت هر يک از صحابه را قبول دارند چه علي باشد يا عمر يا طلحه و زبير و غيره.البته نکته حائز اهميت اين است که صحابه کرام رضوان الله عليهم اجمعين ستاره هاي درخشان هدايت بودند و بعضي از صحابه خصوصيات و مناقب خاصي داشتند که بعضي ديگر نداشتند و براي شايستگي صحابه خواه علي باشد يا عمر و يا کسي ديگر گفتار آن حضرت کافي است و فراهم شدن جمعي کثير لازم نيست. و اينکه شما مي فرماييد که اين اعلام دوستي نشانه شايستگي علي است بايد گفت آري اين نشانه لياقت و شايستگي حضرت علي بود چون يک عده با او درگير شدند حضرت علي افسرده و ناراحت شد و اکثر مردم از اين ماجرا مطلع بودند آن حضرت (ص) با ايراد خطبه جايگاه حضرت علي را بيان کرد اما اينکه براي ساير صحابه چنين اجتماعي فراهم نشد ، بدان معنا نيست که آنان شايسته نبودند بلکه همه شايسته و والا مقام بودند و چه بسا آن حضرت فضايلي براي بعضي از صحابه بيان نمودند که براي حضرت علي بيان ننمودند مثلا در مورد حضرت ابوبکر فرمودند: اگر من غير از خدا کسي را خليل و دوست باطن مي گرفتم حتما ابوبکر را انتخاب مي کردم و در مورد حضرت عمر فرمودند: اگر بعد از من پيامبري مي آمد قطعا او عمر بود و در مورد حضرت عثمان فرمودند: از امروز به بعد هر چه عثمان بخواهد انجام دهد ضرري متوجه او نخواهد شد و درمورد حضرت سعد فرمودند : براي احترام سيدتان قيام فرماييد . مسلما چنين فضايلي براي حضرت علي بيان نکردند ، پس اظهار نظر آن حضرت در مورد اين شخصيتها نشانه شايستگي آنان است چه در وصف ديگران چنين کلماتي بيان نشده است . ثانيا چنانکه در ابتداي بحث گفتيم که سخنراني عمومي آن حضرت براي اظهار دوستي علي به اين علت بود که جمع کثيري از مردم از ماجراي درگيري حضرت علي با تعدادي از صحابه مطلع شده بودند لذا نياز بود که آن حضرت (ص) در جمع توده اي مردم فضيلت حضرت علي را بيان کند تا هيچ کس نسبت به علي کلمات ناشايسته اي بر زبان نياورد و نسبت به او سوء ظن داشته نباشد

 فهرست


 

درجات صحابه(رض)

 اما مقام و منزلت و درجات هر كدام از آنان در بهشت جاويدان، بنابر اعمال و جهادشان با سيد المرسلين صلي الله عليه وآله وسلم متفاوت است،كما اينكه در دنيا نيز مقام و درجات آنان متفاوت است، بعضي مهاجر و بعضي انصارند، بعضي قبل از فتح مكه ايمان آورده اند و برخي بعد از آن، اما از سوي خداوند به همة آنان وعده بهشت داده شده است:(لا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُولَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلّاً وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ) كساني از شما كه پيش از فتحِ (مكه) انفاق كردند و (باكافران) جنگيدند (با انفاق كنندگان و جهادگران پس از فتح مكه) يكسان نيستند. آنان در منزلت، از كساني كه پس از(فتح مكه) انفاق كردند و (باكافران) جنگيدند، بزرگترند، و خداوند به هر يك (از آنان سرانجامِ) نيك(بهشت) را وعده داده است. و خداوند از آنچه مي كنيد با خبر است. آري همه آنان فضيلت و منزلت خود شان را دارند، و ما بايد اين عظمت را درك كنيم، و اينكه اين صحبت، خود منزلت و افتخار مستقلي است، و علاوه بر آن درجات آنان به اعتبار اعمالشان متفاوت است. (وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ) و پيشروان نخستين از مهاجرين و انصار و كساني كه به نيكوكاري از آنان پيروي كردند، خداوند از آنان خشنود شد و (آنان نيز) از او خشنود شدند. و برايشان باغهايي كه فرودستِ آن جويباران روان است آماده ساخت كه درآنجا هميشه جاودانه اند. اين كاميابي بزرگ است.پس اينها در بالاترين درجه هستند، و كساني كه هر دو افتخار را داشته اند، يعني صحابة آل اطهار رضي الله عنهم اجمعين كه هم مقام صحبت و هم مقام قرابت را دارند، درجات آنان نيز به اعتبار اعمالشان متفاوت است.

 فهرست


  آمين يا رب العالمين وصلى الله تعالى على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين.

اهل سنت جنوب

http://www.eslami.mihanblog.com/

 

رمضان 1427 هجری قمری

مهر1385هجری شمسی

 __________________________________________________________________________

1- (الإستيعاب: ابن عبدالبر، 1/6 انتشارات: دار الکتاب العربي وتفسير ابن کثير: 4/204، انتشارات: دار المعرفه، بيروت).

2- (زاد المسير: 4/204).

بخاري ومسلم -3

4- الحشر:8

5- التوبة:117

6- التوبه: آية117

7- آل عمران: آية110

8- الحجرات:7

9- الأنفال:62

10- آل عمران : 125

11- الأنفال: 11-12

12- الأنفال: 17

13- آل عمران: 13

14- آل عمران: 172-174

15- الأنفال:74

16- التوبه:20

17- التوبه:21

18- الفتح:26

19- التوبه:100

20- النساء: 95

-گامي بسوي حقيقت

-قرآن و مخالفان صحابه

-وحدت و شفقت بين صحابه و اهل بيت عليهم السلام

-دفاع مقدس الإمام الحافظ جلال‌الدين عبدالرحمن